Thursday, June 08, 2006

بنويس از سره خط



بنويس از سره خط
بنويس که دلت ديگه به ياده اون نيست

بنويس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از قصه خون نيست
اون که گزاشت و رفت
يه روز سرش به سنگ ميخوره بر ميگرده
ديگه صداش نکن
بزار خودش بياد دنبالت بگرده

بنويس از سره خط
بنويس که دلت ديگه به ياده اون نيست

بنويس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از قصه خون نيست
اون که گزاشت و رفت
يه روز سرش به سنگ ميخوره بر ميگرده
ديگه صداش نکن
بزار خودش بياد دنبالت بگرده


ديگه گريه نکن
اخه اشکه تو باعثه شادی اونه
ديگه به پاش نسوز
اخه اون ديگه دل نميسزنه
اگه ميخواست ميموند
حالا که رفته قسش رفته از يادم
اگه پيشم ميموند
ديگه جز اون به هيچ کی دل نميدادم

ديگه گريه نکن
اخه اشکه تو باعثه شادی اونه
ديگه به پاش نسوز
اخه اون ديگه دل نميسزنه
اگه ميخواست ميموند
حالا که رفته قسش رفته از يادم
اگه پيشم ميموند
ديگه جز اون به هيچ کی دل نميدادم

بنويس از سره خط
بنويس که دلت ديگه به ياده اون نيست

بنويس که بدونه
وقتی نباشه قلبت از قصه خون نيست
اون که گزاشت و رفت
يه روز سرش به سنگ ميخوره بر ميگرده
ديگه صداش نکن
بزار خودش بياد دنبالت بگرده