Friday, October 29, 2004


باسلام

وصيت نامه فریدون فروغی
بگوييد كه بر گورم بنويسند
زندگي را دوست داشت
ولي آن را نشناخت
مهربون بود ولي مهر نورزيد
طبيعت رادوست داشت
ولي از آن لذت نبرد
در آبگير قلبش جنب و جوش بود
ولي كسي بدان راه نيا فت
در زندگي احساس تنهايي مي نمود
ولي هرگز دل به كسي نداد
و خلاصه بنويسيد
زنده بودن را براي زندگي دوست داشت
نه زندگي را براي زنده بودن

زنده ياد فريدون فروغي

به امید اینکه ازاین نوشته درس بگیریم
نه این که مثل او باشیم
سامان . ک

Friday, October 22, 2004


با سلام به همه دوستان عزیز

شعر زیر یکی از شعر هایه فریدون هست


چرا وقتی که آدم تنها می شه
غم و غصه اش قد یه دنیا میشه
میره یه گوشه ی پنهون می شینه
اونجا رو مثل یه زندون می بینه
غم تنهایی اسیرت می کنه
تا بخوای بجنبی پیرت میکنه

با تشکر: سامان . ک

فريدون فروغى


Saturday, October 09, 2004

ba salam beh hemeh dostaneh aziz
در آواز من

زنگی بی هوده هست
بی هوده تر از تشنج احتضار
که در تلاش ِ تاراندن ِ مرگ

با شتابی ديوانه وار
باقی مانده ی ِ زندگی را مصرف می کند
تا مرگ ِ کامل فرا رسد

پس زنگ بلند آواز من
به کمال سکوت می نگرد
«احمد شاملو»

Saturday, October 02, 2004

salam azizan omidvaram keh khob bashin


shehreh zir ro az goroh bardashtam omidvaram keh khosheton byad :



کاش می شد قلبم درد پنهانی نداشت
چهره ام هرگز پریشانی نداشت
برگهای آخر تقویم عشق
حرف از یک روز بارانی نداشت
کاش می شد راه سخت عشق را
بی خطر پیمودولی قربانی نداشت
کاش می شد اشک را تهدید کرد
فرصت لبخند را تمدید کرد
کاش می شد در غروب آرزو
لحظه ی دیدار را تشدید کرد

پیروز وسربلند باشید
ba tashakor : saman . k

Friday, October 01, 2004

salam beh hameh dostaneh aziz
nemidonam barayeh www.sami.blogir.com cheh moshkeli pish omadeh ama ino bedonin keh
moshkel az khodeh blogir hast
dar har sorat in web loge jadideh man hast
lotfan pm haton ro beh id notshown_2ooo@yahoo.com va ya elvis_lan@yahoo.com bedin
batashakor : saman . k